بستن تبلیغات

دل نوشته های یک مادر

لیلی یعنی عشق، لیلی یعنی زندگی، لیلی یعنی خودِ خدا...



[ موضوع : ]
[ چهارشنبه 9 مرداد 1392 ] [ 16:32 ] [ mishul ] [ ]
شیرین زبان من...

سلام لیلیِ مامان

دخترک خیلی بزرگ شدی جان مادر. صبح ها اول میری روی ترازو تو چرا مگه تو هم دنبال کاهش وزنی؟ بعد هم روی دراور و رژ لب های من بعد هم دستی به موهات و مکشی و یا علی

پی خرابکاری های روزانه. اینقدر دایره لغاتت وسیع و عجیب شدن که حد نداره.

آلاخ میشه آشغال و خدا نکنه جایی آلاخ ببینی از من گرفته تا خاله آرزو و شهرداری همرو رسوا میکنی

آباخ میشه دلستر طی چه حکمتی نمیدونم. آبو میشه آب. شیر میشه شیر

از بالا بگو بالا. معانی زیادی داره: بالا، بالش، پتو رو بنداز روم، بیا بالا. یه چیزی رو از اون بالا بده، بالا بلندی بازی و .....

پاریک میشه پاتریک، بابی میشه باب اسفنجی.

هر وقت بهت چیزی بدن و بگن بفرمایید یه مرسی شیرین تحویل میگیرن.

از سلام و بوس و بای بای گفتن که نگم بهتره همرو میخوای تو خیابون بوس کنی

به قول معروف تو خیابون کنترات برمیداری و با همه یالا یالا میکنی. و.......................................

خلاصه که اینقدر شیرین و دوست داشتنی شدی که برای بوسیدن و بوییدنت وقت کم میارم.



[ موضوع : مادرانه]
[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 14:39 ] [ mishul ] [ ]
خدایا

آنقدر دوستت دارم که گاهی از خدا هم خجالت میکشم

خدایا مرا ببخش اگر تو خدایی او برایم خدایی میکند...



[ موضوع : عاشقانه]
[ شنبه 5 بهمن 1392 ] [ 20:19 ] [ mishul ] [ ]
بدون شرح

دیشب هم من خسته بودم هم آقای پدر.

هر دو داغون بودیم. ساعت 12 قصد خواب کردیم اما دخترک شارژ و سرحال بود. هر چی گفتیم لیلی بخواب

در عوض خواب بین من و پدر نشست یه بوس از لپ بابا یه بوس از لپ مامان

یادم نیست کی خوابم برد اما شیرین ترین و دلچسب ترین لالایی و خواب این 30 و سال اندی زندگیم بود....



[ موضوع : عاشقانه]
[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 10:05 ] [ mishul ] [ ]
عشق...

عشق ...

چه به ناگهان بیاید               چه به آهستگی

فرقی نمیکتد، تو را به تمامی در بر خواهد گرفت

مثل خیس شدن چه در باران باشد چه در مه

 

 



[ موضوع : عاشقانه]
[ يکشنبه 22 دی 1392 ] [ 13:48 ] [ mishul ] [ ]
برای من باور نکردنیست

هنوز باورم نمیشه ادامه این کچل

یا این

همچین جیگری شده باشه



[ موضوع : عکس]
[ چهارشنبه 18 دی 1392 ] [ 8:49 ] [ mishul ] [ ]
عکس های جدید لیلی

علاقه بسیار زیادی به گذاشتن سی دی پیدا کرده. با اون لحن قشنگت میگی سی دی. اگر هم برات نزارم خودت دست به کار میشی

 

جدیدا ذرت برات درست میکنم و با اشتها میخوری. البته قبل خوردن تمام ظرفهاتو پر میکنی حالا برای کی نمیدونم. همیشه هم به زور میخوای یه چند تایی به باب اسفنجی هات بدی بخورن و وقتی اونا نمیخورن غرشو سر من میزنی

بریم ادامه مطلب


ادامه مطلب


[ موضوع : عکس]
[ چهارشنبه 18 دی 1392 ] [ 8:44 ] [ mishul ] [ ]
عکس

 

قربونت بشم عروسک من

لیلی در راه رفتن به پارک

 

لیلی ذر پارک

به قول لیلی " ووی ووی ووی" این جیگر من فقط دلش میخواست لب استخر توپ بایسته و شیرجه بزنه توش

بعد از شیرجه!!!

اینجا هم عین لاک پشت خودشو دیده بود و فریاد میزد منه منه منه

تکیه بر جای بزرگان!!!

چرا گریه نازنین!!!



[ موضوع : عکس]
[ شنبه 16 آذر 1392 ] [ 12:33 ] [ mishul ] [ ]
طولانی!!!

دخترم سلام؛ خوبی تمامِ هستی من؟

نازنینم الان که دارم برای تو مینویسم مقابلم به خواب ناز بعدازظهر فرو رفتی. فقط خدا میدونه که تمام آرزوی من تماشای آرامش توئه و بس.

 


ادامه مطلب


[ موضوع : مادرانه]
[ دوشنبه 11 آذر 1392 ] [ 15:16 ] [ mishul ] [ ]
روزهای منِ مادر

دوستای خوبم سلام،

خوبید؟ من و لیلی هم خوبیم. خیلی خوب.

 


ادامه مطلب


[ موضوع : مادرانه]
[ يکشنبه 12 آبان 1392 ] [ 15:57 ] [ mishul ] [ ]
لیلی و نگین

مهم نیست راهتون از هم دور باشه فقط مهم اینه که هم دیگه رو دوست داشته باشید و یه جایی از

دلاتون برای هم دیگه باشه مگه نه مریم؟؟؟

خیلی بزرگ شدید...قلب

 



[ موضوع : عکس]
[ سه شنبه 23 مهر 1392 ] [ 15:45 ] [ mishul ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد